گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

گل رویت عرق کرد از می ناب

ز شبنم تازه شد گل برگ سیراب

بناز آن چشم را از خواب مگشای

همان بهتر که باشد فتنه در خواب

تعالی الله! چه حسنست اینکه هر روز

دهد سر پنجه خورشید را تاب؟

ز پا افتادم، آخر دست من گیر

همین گویم: مرا دریاب، دریاب

چو در سر میل ابروی تو دارم

سر ما کی فرودآید بمحراب؟

بهاران از در می خانه مگذر

عجب فصلیست، جهد کرده دریاب

هلالی، می بروی ماهرویان

خوش آید، خاصه در شبهای مهتاب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور