گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۳۶۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

بکجا روم ز دردت؟ چه دوا کنم؟ چه چاره؟

که هزار باره خون شد جگر هزار پاره

منم و ز عشق دردی، که اگر بکوه گویم

بخدا! که نرم گردد دل سخت سنگ خاره

بدو دیده کی توانم که رخ تو سیر بینم؟

دو هزار دیده خواهم که: ترا کنم نظاره

مه من، ز جمع خوبان بکسی ترا چه نسبت؟

تو زیاده ای ز ماه و دگران کم از ستاره

ز برای کشتن من چوبسست چشم شوخت

ز چه می کشند خنجر مژه ها ز هر کناره؟

چو غنیمتست خوبی بکرشمه جلوه ای کن

که بعالم جوانی نرسد کسی دوباره

دل خسته هلالی، چو بسوختی حذر کن

که مباد از آتش او برسد بتو شراره



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط