گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

نه رحم در دل یار و نه صبر در دل من

اجل کجاست؟ که بس مشکلست مشکل من

ز مهوشان طمع مهر کرده ام، هیهات!

زهی خیال کج و آرزوی باطل من

ز منزلی، که منم، ره بعیش نتوان برد

که رهگذار غم افتاده است منزل من

بداغ لاله رخان چون برون روم زین باغ

گل دگر ندهد غیر لاله از گل من

مگو که: در دل تو زنگ بسته پیکانم

که تخم مهر و وفا سبز گشت در دل من

همه متاع جهان را بنیم جو نخرم

کزین معامله بی حاصلست حاصل من

بدست دوست، هلالی، مرا ز قتل چه باک؟

اگر هلاک شوم جان فدای قاتل من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام