گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

در کوی بتان نیست کسی زار تر از من

در پیش عزیزان جهان خوارتر از من

گفتی که: مرا یار وفادار بسی هست

هستند، ولی نیست وفادارتر از من

گر طالب آنی که: بیاری بنشینی

بنشین، که ترا نیست کسی یار تر از من

چون غنچه اگر سینه تنگم بشکافی

دانی که: نبودست دل افگار تر از من

خلق دو جهانست گرفتار تو، لیکن

در هر دو جهان نیست گرفتارتر از من

جز من دگری را سگ آن کوی مخوانید

کین مرتبه را نیست سزاوارتر از من

امروز اگر عشق گناهست، هلالی

فردا نتوان یافت گنه کارتر از من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام