گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

زهی سعادت! اگر خاک آن حرم باشیم

بهر طرف که نهی پای در قدم باشیم

مکوش اینهمه در احترام و عزت ما

که ما بخواری عشق تو محترم باشیم

مرو، که آخر ایام عمر نزدیکست

بیا، که یک دو سه روز دگر بهم باشیم

غریب ملک وجودیم و اندکی ماندست

که باز ساکن سر منزل عدم باشیم

رقیب را بجناب تو قدر بیش از ماست

سگ توایم، چرا از رقیب کم باشیم؟

حریف بزمگه عیش را وفایی نیست

رفیق ما غم یارست، یار غم باشیم

نه حد ماست، هلالی، امید لطف از دوست

غنیمتست اگر قابل ستم باشیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور