گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۰

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایم

بحال ما نظری کن، که ما خراب توایم

سؤال ما بتو از حد گذشت، لب بگشا

که سالهاست که در حسرت جواب توایم

چه حد آن که توانیم هم عنان تو شد؟

همین سعادت ما بس که: در رکاب توایم

عتاب تو کشد و ناز تو هلاک کند

هلاک ناز تو و کشته عتاب توایم

عجب نباشد اگر از لبت بکام رسیم

که مست باده نازی و ما کباب توایم

ز مهر روی تو داریم داغها بر دل

ستاره سوخته از تاب آفتاب توایم

من و هلالی ازین در بهیچ جا نرویم

چرا که همچو سگان بسته طناب توایم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجتبی نوشته:

به نظرم میرسد که وزن صحیح شعر (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن) باشد اگر چنین است لطفاً تصحیح بفرمایید.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام