گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۵

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

خود را نشان ناوک بد خوی خود کنم

رویش، بدین بهانه، مگر سوی خود کنم

هر موی من هزار زبان باد در غمش

تا من حکایت از غم یک موی خود کنم

تا در حریم کوی تو پهلو نهاده ام

هر دم هزار عیش ز پهلوی خود کنم

شبها، که سر گران شوم از ساغر فراق

بالین خود هم از سر زانوی خود کنم

آیینه وار خاک شدم از غبار غیر

باشد که روی او طرف روی خود کنم

امشب ز وصف غیر، هلالی، خموش باش

تا من سخن ز ماه سخن گوی خود کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام