گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۷

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

من نه آنم که دل خویش مشوش دارم

هر کجا ناخوشییی هست باو خوش دارم

گر سگان سر آن کوی کبابی طلبند

پاره سازم دل پر خون و بر آتش دارم

چه بلاها که دل زارم از آن مه نکشید؟

الله، الله! چه دل زار بلا کش دارم!

تا ترا صفحه دل ساده شد از نقش وفا

ورق چهره بخوناب منقش دارم

از من امروز، هلالی، مطلب خاطر جمع

که دل آشفته آن زلف مشوش دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام