گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

گر دلم زین گونه آه دم بدم خواهد کشید

آتش پنهان من آخر علم خواهد کشید

زیر کوه غم تن فرسوده کاهی بیش نیست

برگ کاهی چند، یارب! کوه غم خواهد کشید؟

تنگ شد بر عاشق بی خانمان شهر وجود

بعد ازین خود را بصحرای عدم خواهد کشید

نم کشد از آب چشمم خاک هر سر منزلی

اشک اگر اینست بام چرخ نم خواهد کشید

حرف بیدادی، که بیرون آید از کلک قضا

دور چرخ آنرا بنام من رقم خواهد کشید

جرعه نوش بزم رندان را بشارت ده که: او

سالها آب حیات از جام جم خواهد کشید

چون هلالی خاک گشتم بر امید مقدمش

وه! چه دانستم که از خاکم قدم خواهد کشید؟

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

یک شاخه گل » شمارهٔ ۱۶۹ » (بیات زند) (۰۸:۵۱ - ۱۸:۵۰) نوازندگان: مرتضی محجوبی (‎نی) خواننده آواز: گلپایگانی، سیّدعلی‌اكبر سراینده شعر آواز: هلالی جغتایی (غزل) مطلع شعر آواز: وه که سودای تو آخر به شیدایی کشید

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.