گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

جهان و هر چه درو هست پایدار نماند

بیار باده، که عالم بیک قرار نماند

غنیمتی شمر، ای گل، نوای عشرت بلبل

که برگ ریز خزان آید و بهار نماند

تو مست باده نازی، ولی مناز، که آخر

ز مستییی ، که تو داری، بجز خمار نماند

بسی نماند که: خاکم ز تند باد فراقت

روان بگردد و زان گرد هم غبار نماند

به روز هجر، هلالی، ز روزگار چه نالی؟

معینست که: این روز و روزگار نماند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا پوراستاد » گرامافون » آواز افشاری

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ندا نوشته:

مصرع اول بیت آخر به شکل زیر درسته:
به روز هجر هلالی، ر روزگار چه نالی

👆☹

ساغر