گنجور

بخش ۱ - مختصری از کتاب مثنوی مسمّی به خرابات

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » مثنویات » خرابات
 

ثناهاست پیر خرابات را

که شست از دلم لوث طامات را

عطا کرد ز اندیشه فارغ دلی

چو میخانه بخشید سرمنزلی

مرا با مغان همدم راز کرد

به رویم در فیض را باز کرد

در ادوار چندی گرم دور داشت

دل از کاوش هجر ناسور داشت

سرشکم به رخساره خوناب بود

دل از آتش شوق در تاب بود

غم غربتم در دلش کار کرد

ز اغیار فارغ، به خود یار کرد

ز مهرم، به میخانه محرم نمود

لبم را به پیمانه همدم نمود

به دست سبو بیعتم تازه شد

لبم دشمن جان خمیازه شد

به بر، ذرّه ام مهر تابان گرفت

رخ گاهیم رنگ جانان گرفت

فشاندم غبار غم دینه را

نشان یافتم یار دیرینه را

شرابی لب تشنه ام نوش کرد

که از وصل و هجران فراموش کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط