گنجور

بخش ۱۰ - صفت اسب

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه
 

خرامنده کوهی، فلک پیکری

شتابنده ابری، گران لنگری

به جستن، ز برق دمان گرمتر

به رفتن، ز آب روان نرمتر

به سوی فرازی که بالا رود

عنان بر عنانِ ثریّا رود

نشیبی چو آید ورا پیش پا

چنان اندر آید، که تیر قضا

چو خور را به چوگان سم، گو کند

خور از خوشدلی، رقص پهلو کند

چو ایام بدخواه آید به سر

رسد بر سرش از اجل پیشتر

عنان کش شود گاه تندی چنان

که راز نهان بر لب رازدان

دمی تا فلک چون نگه طی کند

صبا را چو نقش قدم، پی کند

یکی بُرز بالاست، گردون شکوه

زمین از فشار سُم او ستوه

سرِ کوه البرز را زاشُتُلم

فرو کوبد از گرز پولاد سُم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.