گنجور

بخش ۱ - فرهنگ نامه

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه
 

به نام نگارنده هست و بود

فرازندهٔ این رواق کبود

سر داستان، نام فرخنده ای ست

که عقل از ثنایش فروماندهایست

خرد در کوی کوتهی و کمی ست

زبان روستازادهٔ اعجمی ست

سپاسش نشاید به اندیشه گفت

به خس، کی توان کوه البرز سفت؟

خردگر چه خضر بیابان بود

سراسیمهٔ راه یزدان بود

دل و جان اگر دانش آسا بود

همین بس که خود را شناسا بود

ازل تا ابد گر به بالا پرد

ز حدّ خود اندیشه برنگذرد

طلسم حقیقت نباید شکست

حصاری بود، در گهر هر چه هست

به بینش قدم را درین کهنه دِه

اگر مرد راهی به اندازه نِه

نیابی خدا را به جویندگی

بکش پا، ز بیهوده پویندگی

مپوی و چو آب گهر تازه باش

اگر خودشناسی، به اندازه باش

تو را برتر از حد خود، راه نیست

که نقش از نگارنده، آگاه نیست

جهولی، به گرد فضولی مگرد

ز جاهل فضولی ست، کردار سرد

فضولی کند قطره را منفصل

فراخ است دریا و تو تنگدل

شعور تو، ای پای بستِ غرور

یکی کور موش است و تابنده هور

کند خیرگی دیدهٔ جان تو

عدم زاده است آخشیجان تو

خبر نیست امروز را از پریر

جوان نیست تاریخی چرخ پیر

کجا تار ممکن به واجب تند؟

لعاب عناکب، ذباب افکند؟

عبث دام در راه عنقا مکش

زیاد، از گلیم خودت پا مکش

نه پیداست راه و تویی طفل دی

درین ورطه، گولی به از بخردی

به این خیرگی خوش عنانی مکن

زبان بسته ای، ترجمانی مکن

پی مصطفی گیر، اگر می روی

ره راست این است اگر بگروی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط