گنجور

شمارهٔ ۵۵ - به یکی از بزرگان نوشته است

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » قطعات
 

ای که دارد لوای اقبالت

آفتاب بلند، سایه نشین

بود از نوبهار خلق توام

نفس مشکسای فروردین

نکته ای هست، از رهی بشنو

که خدا ناصر تو باد و معین

انتفاعی که از جهان دژم

دارم از گردش شهور و سنین

تلخی عیش روزگاران است

که بود در مذاق من شیرین

کشدم گرد کلفتِ ایّام

توتیایی به چشم حادثه بین

از غم من مکن پریشان دل

که مبادت ز چرخ، چین به جبین

کج اگر باخت ناکسی چه عجب؟

کو نداند یسار را ز یمین

روش هر کسی فراخور اوست

نتواند پیاده شد فرزین

خار بیچاره از کجا آرد

طرّه ی سنبل ورخ نسرین؟

دل ما را چه غم که از رخ زشت

نفتد در جبین آینه چین؟

سفله را طبع روزگار بود

نه به مهرش وفا بود، نه به کین

بی خرد لایق عتاب کجاست؟

تشنه داند بهای ماء مَعین

صدف سینه های پاک بود

جای دُردانه های غثّ و سمین

گر ببخشی گناه او، دارم

طاعتت تا به روز بازپسین

بر مرادت مدام گردد چرخ

چاکر درگهت ینال و تکین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام