گنجور

 
حزین لاهیجی
 

می رود صید دلم، سخت کمانی در پی

نیم جانی به لب و آفت جانی در پی

این چه آیین خرام است نگارا که تو راست؟

سرگران می گذری، دل نگرانی در پی

یا رب از چشم بد خلق گزندت مرساد

چشم من، می روی و چشم جهانی در پی