گنجور

شمارهٔ ۸۴۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

منت نکشد همّتم از دست دعایی

زد غیرت من هر دو جهان را سرپایی

غم پرده در و صبر ز ما گوشه گرفته ست

ای مطرب کوته نفس آواز رسایی

گر زیر فلک تنگ شود دامن دل هست

از دل نفسی تا بکشم نیست فضایی

با عشق چه پاید خس و خاشاک وجودم؟

این شعله مبادا که کند نشو و نمایی

خوش خرقه ی سالوس به ما تنگ گرفته ست

ای چاک گریبان دل، امروز کجایی؟

در کوی تو چون شعله که از طور کشد سر

از نالهٔ عشّاق بلند است نوایی

داده ست غمت رخصت شبگیر به آهم

شاید رسد این قاصد بی درد به جایی

خود کیست حزین تا که ازو رنجه کنی دل؟

دریوزه پرست نگهی، عشوه گدایی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام