گنجور

شمارهٔ ۸۲۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

گاهی به نگاهی دل ما شاد نکردی

حیف از تو که ویرانه ای آباد نکردی

صد بار ز گلزار خزان رفت و گل آمد

وین مرغ اسیر از قفس آزاد نکردی

ای خسرو شیرین دهنان این نه وفا بود

یک ره گذری جانب فرهاد نکردی

بر خویش مبال ای شجر وادی ایمن

یک جلوه چو آن حسن خداداد نکردی

کی بیهده دل در بغل خویش توان داشت

گر جلوه در این شیشه پریزاد نکردی؟

داغم که چرا خون مرا ریخت تغافل

مردم که چرا آن مژه جلّاد نکردی

از سیر چه فیض ار نبود راه خطرناک؟

ای شمع شبی رو به رَهِ باد نکردی

باید ز تو آموخت حزین رشک محبت

لبریز فغان بودی و فریاد نکردی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور