گنجور

 
حزین لاهیجی

هان ای حریف میکده، می در ایاغ کن

شوریدهٔ غمیم علاج دماغ کن

داغ مرا ز یک نگه گرم برفروز

روغن ز خون شعله مرا درچراغ کن

شمع توام، مباد گل جنّتم کنند

آن جبهه کش نیاز تو کردیم داغ کن

یک برق جلوه زن به سیه خانهٔ دلم

در چشمم اشک راگهر شبچراغ کن

گلزار داغ خرم و زخمم شکفته روست

یک ره ز چاک سینه درآ، گشتِ باغ کن

واپس تر است هر که نهد پی شمرده تر

ای خضرِ راه،گم شدگان را سراغ کن

کیفیّتی ست نالهٔ زار تو را حزین

زین خون چکان سرود، مرا تر دِماغ کن

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
بابافغانی

رخ برفروز از می و گلگشت باغ کن

هر دل که سوز عشق درو نیست داغ کن

اکنون که خاست نغمه ی بلبل ز شاخ گل

در جام لاله گون می چون چشم زاغ کن

دود چراغ مدرسه تا چند ای فقیه

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از بابافغانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه