گنجور

شمارهٔ ۷۱۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم

نمی خیزد غبار من ز جا، افتاده ی عشقم

سر از احوال من عقل گران جان در نمی آرد

سراپای دو عالم گشتم و بر جاده ی عشقم

رموز معنی از من پرس، افلاطون چه می داند؟

نیم از روستای عقل، شهری زاده ی عشقم

به اوج سدره پرواز مرا کی سر فرود آید؟

قفس پرورده ی تن نیستم آزاده ی عشقم

ورق باشد به دستم از بیاض صبح روشن تر

که تعلیم سخن داده ست لوح سادهٔ عشقم

به چشم یار ماند مستی دنباله دار من

که خود ساقیّ و خود پیمانه و خود بادهٔ عشقم

حزین از دل چرا نومید باشم در طلبکاری

که خالی نیستم از جذبه ای، بیجادهٔ عشقم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان