گنجور

شمارهٔ ۷۰۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم

این کافر فرنگ مسلمان نیافتم

با آنکه خون هر دو جهان را به خاک ریخت

تیغ کرشمهٔ تو پشیمان نیافتم

از هر طرف که دیده گشودم گشاده بود

جایی به فیض کلبهٔ ویران نیافتم

رفتم که از شکنجه گردون برون روم

راهی بغیر چاک گریبان نیافتم

مورم سری به غمکدهٔ خاک می کشد

آسایشی به ملک سلیمان نیافتم

چون لاله غیر داغ مرا درکنار نیست

هرگز گل امید به دامان نیافتم

شاید دری ز غیب گشاید جنون عشق

فیضی ز فضل حکمت یونان نیافتم

نبود عجب اگر نفکندم به راه تو

این سر سزای آن خم چوگان نیافتم

امشب که تیر آه حزین در جگر شکست

ناقوس دیر و بتکده نالان نیافتم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.