گنجور

شمارهٔ ۶۷۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ما دامن وصل یار داربم

از هر دو جهان کنار داریم

ساقی، قدحی می صبوحی

از بادهٔ شب خمار داریم

شوریدگیی که در سر ماست

زان طرهٔ تابدار داریم

در سینه خدنگهای کاری

زان غمزه جان شکار داریم

این فتنه که روزگار ما راست

زان نرگس فتنه بار داریم

از جلوهٔ حسن نو خط یار

طوفان گل و بهار داریم

در خلوت خاک از تف دل

شمعی به سر مزار داریم

دادیم قرار عشق با خود

جان و دل بی قرار داریم

در راه تو بی وفا نشستیم

عمریست که انتظار داریم

از مهر غم تو را، به از دل

در سینهٔ داغدار داریم

جان گشته حزین اسیر غربت

ما آینه در غبار داریم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان