لازم بود مکان طربناک، شیشه را
کردم نهفته، در بغل تاک، شیشه را
حکم خرد به میکده جاری نمی شود
اینجا ز محتسب نبود باک، شیشه را
از غم چو ناتوانی این خسته حال دید
برداشت پیر میکده چالاک، شیشه را
دردت اگر شکافت دلم را شگفت نیست
از زور باده، سینه شود چاک شیشه را
چشمت دلم به گوشهُ ابرو نهاده است
غافل منه به طاق خطرناک شیشه را
دامن ز بزم باده کشیدی و موج می
در جیب پیرهن شده خاشاک شیشه را
فرقی میانه ی دل و یادت پدید نیست
از می نکرد مستیم ادراک، شیشه را
بهر شراب، بدرقه دل برده ای ز من
زلف تو بسته است به فتراک، شیشه را
هشیار دیده است چو ما را، ستیزه خوست
باید کنون نمود به افلاک شیشه را
می بایدم چو منزل بی آب را برید
همراه می برم، به دل خاک شیشه را
ساقی، چنین به صرفه چرا باده می دهی؟
سازی مباد، شهره به امساک شیشه را
دیدم به بزم باده، سرافکنده زاهدی
محراب دیده، ساخته ناپاک شیشه را
دزدی ست دست بسته، مبادا نهان کند
در آستین خرقهُ ناپاک شیشه را
از بزم، تا نهفته رخ، آن دلربا، حزین
افتاده است دیده به کاواک شیشه را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات و تجربیات شاعر در میکده و مقابل باده است. شاعر به توصیف فضایی دلنشین و شاداب میپردازد که در آن به سراغ شراب و لذتهای زودگذر رفته است. او به ناتوانی و غم خود اشاره میکند و میگوید که حتی در دلتنگیهایش، شراب و میکده به او آرامش میدهند. همچنین، شاعر به عشق و زیبایی معشوقش اشاره کرده و میخواهد از مشکلات و سختیها فرار کند. در نهایت، او از تضاد بین ظاهر و باطن، و زاهدی که در بزم به سر میبرد سخن میگوید و به دزدی از احساسات اشاره میکند که در زیر ظاهر مقدس، چیزی غیر از آنها نهفته است. شعر به نوعی اشاره به تناقضات زندگی و زیباییهای لحظهای دارد.
هوش مصنوعی: برای ایجاد فضایی شاد و سرزنده، شیشهای را پنهان کردم در آغوش تاک.
هوش مصنوعی: خرد و اندیشه در میکده و فضای نوشیدن مشروبات معنایی ندارد. اینجا به دلیل نبودن محتسب، نگران هیچ چیزی نیستیم و میتوانیم آزادانه از شیشهها استفاده کنیم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به وضعیت اندوه و ناتوانی خود اشاره میکند. او مشاهده میکند که پیرمردی در میکده، در حالی که حالتی خسته و ناراحت دارد، به سرعت اقدام میکند و شیشهای را برمیدارد. این عمل نشاندهنده تلاش برای فرار از غم و پیدا کردن آرامش در میان سختیها است. شاعر با این تصویر، تضاد بین حال خستهاش و فعالیت پیرمرد را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر درد تو دل مرا بشکافد، جای تعجبی ندارد، زیرا که سینه را تحت تاثیر قدرت شراب، مانند شیشه میشود و ترک برمیدارد.
هوش مصنوعی: نگاه چشمان تو دلم را به گوشه ابرویت دوخته است، بنابراین مواظب باش که به خطرات پنهان این عشق بیتوجه نباشی.
هوش مصنوعی: تو از جایگاه جشن و شادی دل را جدا کردی و موجی از شراب در جیب پیراهن تو، مانند بوتههای خشک در شیشه، ظاهر شده است.
هوش مصنوعی: بین دل و یاد تو هیچ فرقی وجود ندارد. ما از شراب مست شدهایم و شیشه را درک میکنیم.
هوش مصنوعی: برای شراب، دلی را که از من بردهای، راهی کردهای؛ زلف تو به تنگی فتراک، شیشه را در بر دارد.
هوش مصنوعی: بیدار و هوشیار است که ما را میبیند، بنابراین اکنون باید به مانند شیشهای در آسمان با او مبارزه کرد.
هوش مصنوعی: باید همچون کسی که در بیابان بی آب است، از اینجا بروم و با خود شراب میبرم تا به دل خاک، شیشهای را بگذارم.
هوش مصنوعی: ای ساقی، چرا اینقدر بیپروا باده به من میدهی؟ امیدوارم چنین حالتی پیش نیاید که خشکی و خودداری شهرت شیشه را تحتالشعاع قرار دهد.
هوش مصنوعی: در مجلس شراب، زاهدی را دیدم که با چشمانی خسته و دل شکسته، به خوشگذرانی مشغول بود و در دلش باری از ناپاکی داشت.
هوش مصنوعی: دزدی که به زنجیر بسته شده، ممکن است به طور پنهانی چیزی را در آستین لباس ناپاکش مخفی کند.
هوش مصنوعی: از مجالس جشن و شادی تا زمانی که چهرهی آن دلربا در پردهپوشی پنهان شده، چشمهان بر روی شیشهی به هم فشرده افتاده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.