گنجور

شمارهٔ ۶۳۷

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

شیر و شکر ز تلخی ایّام می کشم

از زهر چشم، روغن بادام می کشم

در بزم عیش دور به ما دیر می رسد

یکسال در میانه چو گل جام می کشم

در موج خیز عشق گران است لنگرم

باری که بر دل است به آرام می کشم

از طایر مراد کنارم نشد تهی

تا در غبار خاطر خود دام می کشم

ساقی، کجاست بادهٔ آتش مزاج تو؟

صد رنگ خواری از خرد خام می کشم

در چشم روزنم نخلیده ست پرتوی

منّت ز بخت تیره سرانجام می کشم

در عاشقی ندیده بهارم خزان، حزین

ساغر به یاد آن رخ گل فام می کشم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify