گنجور

شمارهٔ ۶۳۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم

به شغل دشمنان، از دوست هرگز وا نمی مانم

نمی گردد گره، مجنون صفت مشت غبار من

خراب وحشتم، زندانی صحرا نمی مانم

ز امشب مگذران، گر می کنی فکری به روز من

من آتش به جان، چون شمع تا فردا نمی مانم

گسستن نیست در پی کاروان بی قراران را

چو موج از خود به هر جانب روم تنها نمی مانم

به این ضعفی که نتوانم به سعی از خویشتن رفتن

چرا در خاطر آن یار بی پروا نمی مانم؟

چو طفل اشک، آغوشم به آسایش نمی سازد

گره در دامن مژگان خون پالا نمی مانم

گرامی گوهرم گرد یتیمی آرزو دارد

حزین از سیر چشمی در دل دریا نمی مانم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط