غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم
به شغل دشمنان، از دوست هرگز وا نمی مانم
نمی گردد گره، مجنون صفت مشت غبار من
خراب وحشتم، زندانی صحرا نمی مانم
ز امشب مگذران، گر می کنی فکری به روز من
من آتش به جان، چون شمع تا فردا نمی مانم
گسستن نیست در پی کاروان بی قراران را
چو موج از خود به هر جانب روم تنها نمی مانم
به این ضعفی که نتوانم به سعی از خویشتن رفتن
چرا در خاطر آن یار بی پروا نمی مانم؟
چو طفل اشک، آغوشم به آسایش نمی سازد
گره در دامن مژگان خون پالا نمی مانم
گرامی گوهرم گرد یتیمی آرزو دارد
حزین از سیر چشمی در دل دریا نمی مانم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر ابراز میکند که از غم دنیا راضی نیست و به دنبال خیر و سعادت دنیوی نیست. او هرگز نمیتواند از دوستانش جدا شود و در مسیر دشمنان قرار نخواهد گرفت. شاعر به سرنوشت خود اشاره میکند و میگوید که نمیتواند به حال و وضع خود مبتلا بماند. او احساس میکند که در زندان وحشت خود زندانی است و نمیتواند بیخیال بماند. او میگوید که حتی اگر در کاروان بیقراران غمگین باشد، نمیتواند تنها بماند. همچنین، شکنندگی و ضعف خود را بیان میکند و به عشق و یاری که در دل دارد، اشاره میکند. در کل، شعر به احساس ناامیدی، تنهایی و اضطراب شاعر درباره زندگی و عشق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من نگران غمهای دنیا نیستم و به دنبال آیندهی آخرت هم نمیروم. در کار دشمنان، جایی ندارم و هرگز از دوستم دور نمیشوم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر بیان میکند که هرگز نمیتواند از وضعیت خود رهایی یابد. او خود را مانند مجنون میداند که در میان غبار و خرابدلیاش، گرفتار شده و نمیتواند از این حصار رهایی پیدا کند. همچنین اشاره میکند که در سرزمین وحشتزای خود، نمیتواند باقی بماند و احساس اسیری میکند.
هوش مصنوعی: از امشب به هیچ چیزی فکر نکن، اگر نگران روز من هستی. من مثل شمعی که در حال سوختن است، تا فردا نمیتوانم زنده بمانم.
هوش مصنوعی: دلنگرانی و دلتنگی نمیگذارند که در مسیر زندگی از کاروان بیقراریها جدا شوم. مانند موجهایی که به هر سو میروند، من هم در این سفر تنها نخواهم ماند.
هوش مصنوعی: با این ضعفی که دارم و نمیتوانم با تلاش به خودم بیفتم، چرا یاد آن یار بیپروا را از یاد نمیبرم؟
هوش مصنوعی: وقتی که مانند یک کودک گریه میکنم، نمیتوانم به آرامش دست پیدا کنم. اشکهایم مانند دامن مژگانم میریزد و نمیگذارند که در این حالت غمگین بمانم.
هوش مصنوعی: جواهر ارزشمند من، به دلیل یتیمی و تنها بودن، آرزوهایی دارد. حزین از نظر احساساتی که درون دلش دارد، مانند دریا میباشد و در این وضعیت نمیتواند باقی بماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.