گنجور

 
حزین لاهیجی

چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم

کام دل از آن لعل شکربار برآرم

کارم به چمن وعدهٔ دیدار تو باشد

باشد مگر از پای گل این خار، برآرم

پرگالهٔ دل باشدش آویزهٔٔ دامان

آهی اگر از سینهٔ افگار، برآرم

ساقی به کفم لنگری از رطل گران ده

کاین عمر سبک سیر ز رفتار برآرم

دل را نکنم عرضه به هر بی سر و پایی

این آینه را در نظر یار برآرم

افتد اگر این بار به کف دامن وصلش

ای هجر، دمار از تو ستمکار بر آرم

نگذاشت سبک دستی ایام بهاران

تا بوی گل از رخنهٔ دیوار بر آرم

دل را به چه تدبیر، بگویید حریفان

تا ازکف آن طره طرار برآرم

در دام حزین گر کشم از سینه صفیری

مرغان همه را مست ز گلزار بر آرم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سحاب اصفهانی

گر زآن که فغانی ز دل زار برآرم

کام دل زار از تو دل‌آزار برآرم

از آبلهٔ پا به ره وادی عشقت

هر گام چه گل‌ها که ز هر خار برآرم

خواهم که دل از روزن روی تو ببیند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه