گنجور

شمارهٔ ۶۰۷

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

چو بر سر زند شاخ، مستانه گل

کند از لب توبه، پیمانه گل

گریزانده، دی را به کوه وکمر

دهد عرض لشکر، دلیرانه گل

سوار است بر اسب چوبین شاخ

بود گرم بازیّ طفلانه گل

چمن مجلس میگساران بود

صراحی بود غنچه، پیمانه گل

اگر بشکفد خاطرم دور نیست

شکفته ست چون روی جانانه گل

جنون چاک زد خرقهٔ خاک را

بهاران کند شور دیوانه گل

خم غنچه لبریز از شبنم است

گشوده ست دیوان میخانه گل

سر شمع را در بهار و خزان

نباشد به از بال پروانه گل

حزین چند سوسن زبانی کنی؟

ندارد سر و برگ افسانه گل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر