گنجور

شمارهٔ ۶۰۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک

شد حلقهٔ گرداب، گریبان من از اشک

تا رفته گرامی گهر من ز کنارم

چون دامن دریا شده دامان من از اشک

از بس که فرو ریخت ز مژگان من انجم

شد صبح قیامت، شب هجران من از اشک

گفتم مگر از گریه برم کینه ز یادش

ننشست غبار دل جانان من از اشک

آتش چو علم زد، دگر از آب چه خیزد؟

ساکن نشود سینهٔ سوزان من از اشک

خونابهٔ چشمم دهد از درد گواهی

رسوای جهان شد، غم پنهان من از اشک

ویرانه حزین ، در قدم سیل چه سان است؟

افتاده چنان، کلبهٔ ویران من از اشک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.