گنجور

شمارهٔ ۵۵۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

شب سودازدگان زلف پریشان تو بس

صبح صادق نفسان چاک گریبان تو بس

زمزم از حاجی و سرچشمه حیوان از خضر

لب ما جرعه کش از چاه زنخدان تو بس

حسرتی در دلم از بال و پر افشانی نیست

بسملم را تپشی بر سر میدان تو بس

آشیان نیست به گلبن، هوس مرغ اسیر

دل ما در شکن طرّهٔ پیچان تو بس

سرم آموختهٔ زانوی، غمخواران نیست

کوی میدان وفا در خم چوگان تو بس

عشق را نیست خراجی، به خرابی زدگان

عذر دیوان جزا، خاطر ویران تو بس

شور محشر ز تو نقد آمده امروز حزین

داغ خورشید قیامت دل سوزان تو بس



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان