گنجور

شمارهٔ ۵۳۷

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بی تو در پیرهن نامیه، خار است بهار

چشم مخمور تو را گرد و غبار است بهار

به تمنّای تو ای نسترن آرای بهشت

پای تا سر همه آغوش و کنار است بهار

بس که دنبال تو ای سرو خرامان گشتهست

پایش از شبنم گل آبله دار است بهار

رنگ ازو، بوی از او، حسن و لطافت همه او

بیخود از جلوه ی آن لاله عذار است بهار

تکیه بر بستر نسرین و سمن نتواند

بس که از دست غمت زار و نزار است بهار

آن قدر نیست که گل ساغر می را بکشد

حیف و صد حیف که بی صبر و قرار است بهار

سرو رعنای مرا حلّه طراز است چمن

ماه زببای مرا آینه دار است بهار

غنچه در پوست نگنجید ز تأثیر نسیم

زاهد از خرقه برون آی، بهار است بهار

شعله خوی تو حزین آفت گلزار نگشت

جگرش داغ از آن لاله عذار است بهار



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط