گنجور

شمارهٔ ۴۹۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بانگی به حریفان فرو رفته صبا زد

گلبن ز نو آراسته شد، مرغ نوا زد

دل شور برآورد ز آسوده مزاجان

زاشفته صفیری که در آن زلف دوتا زد

در مهد گران خواب عدم بود دو عالم

آن روز که ما را ستم عشق صلا زد

هر دل که به سیلاب جنون خانه نپرداخت

آلودگی ای داشت، در خوف و رجا زد

در شهر فنا، شحنه غیور است، حذر کن

هرکس که سرافراخت، به شمشیر فنا زد

جایی که غم عشق بود مهر پدر چیست؟

یعقوب خمش گشت و دلم وا اسفا زد

دست هوس از نعمت کونین کشیدیم

این همّت مردانه به عالم سرپا زد

در نکته حزین نقش حریفی چو تو ننشست

هرجا رقمی زد نی کلک تو، به جا زد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان