گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
حزین لاهیجی
 

آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد

سیلی کزو خرابهٔ دنیا به هم خورد

از دل تلاطم و ز تو دامن فشاندنی

از یک نسیم لنگر دریا به هم خورد

شد قیمتم شکسته ز انصاف طالبان

لب در همین دعاست که سودا به هم خورد

پاشد چنین اگر فلک، احباب را ز هم

نَبوَد عجب که عقد ثریّا به هم خورد

ای دل به عهد سست حیات اعتماد نیست

امروز گیرد الفت و فردا به هم خورد

از پهلوی سخن گسلد ربط همدمان

پیوسته الفتِ لبِ گویا به هم خورد

یک دست شیشه داری و دستی دل حزین

ساقی چنان مکن که دو مینا به هم خورد