شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
چو گردباد به گردت غبار من گردد
به رهگذار تو چندان رخ امید نهم
که وعده ات خجل از انتظار من گردد
به جیب پیرهن از رشک، گل نیفشانی
اگر دلت خبر از خار خار من گردد
شکوه عشق نگر کز ره فتادگیم
اجل کناره کند گر دچار من گردد
خدا کند که از آن تیغ آبدار حزین
شکفته روییِ زخمِ بهارِ من گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و آرزوهای یک عاشق میپردازد که در انتظار دیدار محبوبش هستند. شاعر به محبت و زیبایی محبوب اشاره میکند و بیان میکند که هنگامی که او به مزارش بیاید، شمعی بر سر مزارش خواهد بود. او از احساسات شدید خود نسبت به محبوب صحبت میکند و امیدوار است که عشقش موجب شگفتی و زیبایی شود. در نهایت، شاعر آرزوی بهبود و شکوفایی را به عشق و رحمت الهی وابسته میداند.
هوش مصنوعی: روزی که زیبایی تو مانند شمعی بر سر مزار من درخشش داشته باشد، شوری و هیاهویی به وجود خواهد آمد که اطراف تو را پر از غبار خاطرات من کند.
هوش مصنوعی: من در راه تو به اندازهای امید و شوق نشان میدهم که وعدهات از انتظار من خجالت بکشد.
هوش مصنوعی: اگر از روی حسادت به جیب پیراهن من گل نگذاری، بگذار دلت از دردها و رنجهای من آگاه شود.
هوش مصنوعی: عشق را ببین که چگونه ما را به ورطه خطر میاندازد و اگر مرگ بخواهد به سمت من بیاید، نجاتم بده.
هوش مصنوعی: امیدوارم که از آن تیغ تیز و برنده، روی گلهای بهاری از زخمهای من شکوفا شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.