گنجور

شمارهٔ ۴۵۷

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد

که شیشه ره به پریخانهٔ خیال دهد

فسرده از سخن سرد خود ستایانم

سرود مطرب کج نغمه، گوشمال دهد

به غیر جذبهٔ خاطر که خضر این وادی ست

به بحر، قطرهٔ ما را که اتصال دهد؟

به حشر نامهٔ اعمال مجرمی ست سفید

که شستشو به عرقهای انفعال دهد

صدف به ابر چرا تهمت سخا بندد؟

ز گوهری که به سعی کف سؤال دهد

شمیم عشق بود تا به حشر خاک مرا

که بوی باده دیرینه ی سفال دهد

حزین به دولت سودای خال و خط کسی ست

که عنبرین قلمت نافه ی غزال دهد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.