گنجور

شمارهٔ ۴۳۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟

اریک دو جرعه مست و خرابم نمی کند؟

آن ماهیم که از تف عشق تو سینه ام

دریای آتش است و کبابم نمی کند

آسودهٔ فسانهٔ شوریده مغزیم

غوغای حشر چارهٔ خوابم نمی کند

مهرم، که باد را به چراغم گذار نیست

چرخم که سیل فتنه خرابم نمی کند

غافل چراست این همه ساقی ز کار من؟

افشرده است و باده ی نابم نمی کند

محرومتر مباد کس از من به عاشقی

رنجیده آن نگاه و عتابم نمی کند

نه خار رهگذار و نه خاک قدم حزین

آن سرگران به هیچ حسابم نمی کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر