گنجور

شمارهٔ ۴۳۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

تن دیده اند از من و جانم ندیده اند

نامم شنیده اند و نشانم ندیده اند

آنها که آورند سبک در نظر مرا

بیچارگان، به کوی مغانم ندیده اند

قومی که سرکشند ز نخوت بر آسمان

بر آستان میکده شانم ندیده اند

ز آوارگان دهر شمارندم ابلهان

در لامکان قدس مکانم ندیده اند

جمعی که شک به شان سلیمانیم کنند

زیر نگین، زمین و زمانم ندیده اند

لب تشنگان بادیهٔ شوق سلسبیل

آب حیات شعر روانم ندیده اند

تنها زنند لاف به میدان گفتگو

آنان که ذوالفقار زبانم ندیده اند

گر مانده اند در صف دعوی، گران رکاب

چالاکیی ز دست و عنانم ندیده اند

پوشیده است دیدهٔ نادیدگان حزین

عنقای مغربم که نشانم ندیده اند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط