من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد
جان بندهٔ آن تیغ که چاکی به دل آرد
زلف تو شبیخون به بتان چگل آرد
سیلی که رسد از سر کوی تو، دل آرد
بستیم ز خجلت ره قاصد که مبادا
پیغام وفایی ز تو پیمان گسل آرد
در محفلت از آتش دل غیرت شمعم
از بس که مرا ناله به لب متّصل آرد
خالیست کنارم ز گل، آن گریه کجا رفت؟
کز دیدهٔ آغشته به خون، لخت دل آرد
آلوده حزین ، از تن خاکی ست روانم
سیلی که به ویران فتدش راه،گل آرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه میپردازد. شاعر از کشته شدن و زخمی شدن بر اثر عشق و غم صحبت میکند و با تصاویری زیبا به توصیف احساساتش میپردازد. او به زلف معشوق اشاره میکند که مانند جنگی به دلش آسیب میزند و از دلشکستگی و خجالتش از قاصدی که پیام وفا دارد، سخن میگوید. همچنین، او در محفل عاشقانهاش مانند شمعی از آتش دل میسوزد و از گریه و اندوهی که از چشمش بر میآید، سخن میگوید. در نهایت، روح حزنزدهاش را در تنگنای دنیای خاکیاش توصیف میکند.
هوش مصنوعی: من دچار زخمها و دردهایی هستم که باعث میشود مرگ نیز از من شرمنده شود. این درد و زخم چونان تیغی است که به دل مینشیند و عواطف من را جریحهدار میکند.
هوش مصنوعی: زلف تو مانند حملهای ناگهانی به بتهاست که به سراغشان میآید و سیلی به آنها میزند؛ چون وقتی که از کوی تو عبور میکنم، دلم را میبرد.
هوش مصنوعی: از شرم نمیخواستیم که پیامآور بیاید، زیرا نمیخواستم پیامی از وفا از تو بیاورد که ممکن است پیمان ما را از هم بگسلد.
هوش مصنوعی: در جمع شما از شدت عشق و احساس، مثل شمعی هستم که در آتش دل خود میسوزد و از این رو، نالههایم همیشه به لبهایم نزدیک میشوند.
هوش مصنوعی: کنارم دیگر گلی نیست و آن اشک که بود، کجا رفته است؟ از چشمانم که پر از خون است، دل خالیام را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: روح من از دنیای مادی و تن خاکی جداست، مانند سیلی که به ویرانهای بزند و گل برآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.