گنجور

شمارهٔ ۴۳۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد

جان بندهٔ آن تیغ که چاکی به دل آرد

زلف تو شبیخون به بتان چگل آرد

سیلی که رسد از سر کوی تو، دل آرد

بستیم ز خجلت ره قاصد که مبادا

پیغام وفایی ز تو پیمان گسل آرد

در محفلت از آتش دل غیرت شمعم

از بس که مرا ناله به لب متّصل آرد

خالیست کنارم ز گل، آن گریه کجا رفت؟

کز دیدهٔ آغشته به خون، لخت دل آرد

آلوده حزین ، از تن خاکی ست روانم

سیلی که به ویران فتدش راه،گل آرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور