گنجور

شمارهٔ ۳۹۵

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دلِ شاد، رند می آشام دارد

جم دور خوبش است تا جام دارد

چو گوهر، دل عارف از لنگر خویش

درین بحر پر شورش، آرام دارد

خلانند در دیده صد نیش خارش

ز یک چشم خوابی، که بادام دارد

در آیینهٔ طلعت یار پیداست

به ما، هر چه در پرده ایام دارد

نه از بخت دارم شکایت نه از چرخ

مرا یار بی رحم، ناکام دارد

به گرد عذارش خط کافر است این

که صبح امید مرا شام دارد

بود ننگ از نام رندی که در عشق

غم ننگ دارد، سر نام دارد

حزین ، از کران تا کران حرف عشق است

نه آغاز دارد، نه انجام دارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.