گنجور

شمارهٔ ۳۷۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند

آتش از جلوه مرا بر دل پرشور زدند

عشقی از نو به کف خاک من افکنده بساط

باز خرگاه سلیمان، به دل مور زدند

می شود از نفسم، زخم جگرها تازه

از نمکدان قیامت، به دلم شور زدند

بخت آن بی خبران شاد که در دار فنا

باده بیخودی از ساغر منصور زدند

می چکد خون دو صد شکوه ز تار نفسم

نشتر زخمه مرا بر رگ طنبور زدند

باده خونابه و بتخانه بود ساغر عشق

طرفه آتشکده ای بر لب مخمور زدند

بزم عشق است حزین ، از که خبر می جویی؟

جام بیهوشی از آن نرگس مخمور زدند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی