گنجور

شمارهٔ ۳۶۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟

دریا کش زخمیم، ز ساغر چه گشاید؟

در سایهٔ داغیم، ز خورشید چه منّت؟

همسایهٔ بختیم، ز اختر چه گشاید؟

دارو ندهد سود به بیمار محبت

عمر ار گذرد تلخ ز شکر چه گشاید؟

تمکین رود از دست، دل آید چو به طوفان

دریا چو به هم خورد ز لنگر چه گشاید؟

ناصح چه دهد بیهده بر باد نفس را

دیوانهٔ عشقم، ز فسونگر چه گشاید؟

در طالع خود بیند اگر دولت وصلت

آیینه، نظر پیش سکندر چه گشاید؟

هر زخم به روی دل عاشق در فتحی ست

زین بیش ز تیغ تو ستمگر چه گشاید؟

تا یار شد از دیده، نهادم مژه بر هم

شهباز نظر دوخته ام پر چه گشاید؟

در بزم گشایند چو دیوان حزین را

خمّار، خم میکده را سر چه گشاید؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن