گنجور

شمارهٔ ۳۶۷

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد

حکایتهای هجران مرا افسانه پندارد

سر و کار است با شوخی مرا، کز ساده لوحیها

به دستم داغ عشق خویش را پیمانه پندارد

سرا پا بس که لبریز ویم، خود را نمی یابم

هنوزم آن بت دیر آشنا بیگانه پندارد

ستم، خنجر به کینم می کشد، مستانه می آید

نگه ساغر ز خونم می زند، میخانه پندارد

حزین ویرانه ما را به طالع نیست تعمیری

دلم را یار از خود بی خبر بتخانه پندارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر