گنجور

 
حزین لاهیجی
 

مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد

گلستان زیر بال مرغ فارغ بال می باشد

کتاب هفت ملت، مانده در طاق فراموشی

مرا سی پارهٔ دل، بس که نیکو فال می باشد

سکندر گو نبیند، دولت غم دستگاهان را

سر زانو مرا آیینهٔ اقبال می باشد

نسیمی کرده گویا، آشیان بلبلی ویران

بهار آشفته سامان، گل پریشان حال می باشد

به هر وادی که ریزد رنگ وحشت، کلک پرشورم

رم آهوی صحراگرد، در دنبال می باشد

کند دریوزه، تا کامل نگردیده ست ماه نو

علاج تنگدستان جام مالامال می باشد

حزین ، آیینه را حرف شکایت نیست در خاطر

زبان جرأت حیرت نصیبان لال می باشد