مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد
گلستان زیر بال مرغ فارغ بال می باشد
کتاب هفت ملت، مانده در طاق فراموشی
مرا سی پارهٔ دل، بس که نیکو فال می باشد
سکندر گو نبیند، دولت غم دستگاهان را
سر زانو مرا آیینهٔ اقبال می باشد
نسیمی کرده گویا، آشیان بلبلی ویران
بهار آشفته سامان، گل پریشان حال می باشد
به هر وادی که ریزد رنگ وحشت، کلک پرشورم
رم آهوی صحراگرد، در دنبال می باشد
کند دریوزه، تا کامل نگردیده ست ماه نو
علاج تنگدستان جام مالامال می باشد
حزین ، آیینه را حرف شکایت نیست در خاطر
زبان جرأت حیرت نصیبان لال می باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ابراز احساسات و افکار خود در مورد آزادی و آرزوها میپردازد. او آزادی را به عنوان جوهره آرزوهای خود معرفی میکند و به زیباییهای زندگی و طبیعت مینگرد. غریبگی و فراموشی کتابهای بزرگ از طرفی و غمها و مشکلات زندگی از طرف دیگر در کلامش دیده میشود. همچنین، شاعر به سرگذشت خود و چالشهایی که با آنها مواجه است، اشاره میکند. او با زبانی تصویری و پرشور احساساتش را منتقل میکند و به دنبال زیباییها و امیدها در زندگی است. در نهایت، او از مشکلات اقتصادی و ناشنیدن صدای شکایت در دل تعبیر میکند.
هوش مصنوعی: آزادگی و سرسبزی روح من، همانند باغی است که زیر بال یک پرندهٔ آزاد قرار دارد.
هوش مصنوعی: کتاب هفت ملت، در گوشهای از فراموشی باقی مانده و دل من به خاطر نیکویی فال، به چندین تکه تقسیم شده است.
هوش مصنوعی: سکندر را نبین که چه مقام و قدرتی دارد، بلکه درد و غم این دنیا را بر سر زانویم میبینم؛ زیرا آینهای که سرنوشت و خوشبختیام را نشان میدهد، در چهره من است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد نسیمی از راه رسیده که آشیانه بلبلان را ویران کرده است. بهار در وضعیت نامنظمی به سر میبرد و گلها هم ح حالتی آشفته و پریشان دارند.
هوش مصنوعی: در هر جایی که ترس و وحشت حاکم باشد، من با شور و اشتیاقی چون آهوی تنها در صحرا، به دنبال آنچه میخواهم میروم.
هوش مصنوعی: دریوزهگی کن، چون ماه نو هنوز تمام نشده است، در این حال، رفاه و ثروت در دست تنگدستان است.
هوش مصنوعی: حزین، آینه چیزی برای گفتن ندارد و هیچ شکایتی در دل ندارد؛ زبان کسانی که در حیرت هستند جرأت بیان احساسات را ندارند و خاموش میمانند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
دلی کز آرزو شد پاک فارغبال می باشد
شبیخون نسیم صبح را افسانه می داند
سر هر کس گرانخواب از می اقبال می باشد
شدم سر در هوا از کوته اندیشی، ندانستم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.