گنجور

شمارهٔ ۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

باشد رک هر برک چمن، دام هوسها

رشک است به آزادی مرغان قفسها

کوتاهی پرواز بود لازم هستی

پیچیده به بال و پر ما، تار نفسها

خفتیم درین مرحله تا قافله ها رفت

بیدار نگشتیم ز فریاد جرسها

رحم است به مستی که ز میخانه برآید

در کشور عقل است به هر کوچه، عسسها

کم فیض بود دولت دونان،که نگیرد

سرما زده، کام دلی از شعلهٔ خسها

گر آدمی، از شهد شرهناک بپرهیز

واماندهٔ زنبور، رها کن به مگسها

از منزل مقصود خبر باز نیامد

از بسکه به صحرای طلب سوخت نفسها

دنیا طلبان را نشود نفس دنی سیر

نشنیده قناعت، سگ این هرزه مرسها

این طرفه که نبود خبر از محمل لیلی

برداشت ز جا، بادیه را شور جرسها

فریاد حزین از نفس سینه خراشت

نشتر به رگ گل زدی، آتش به قفسها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام