گنجور

شمارهٔ ۲۸۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح

پردهٔ دل ها درید، چاک گریبان صبح

عاشق بیدار یافت دولت دیدار را

دیدهٔ بیدار برد، فیض گلستان صبح

چون دم عیسی دهد، مرده دلان را حیات

مطلع صبح آیتی ست، آمده در شأن صبح

ظلمت شبها بلاست، عاشق مهجور را

زنگ ز دلها برد، چهرهٔ تابان صبح

درد جدایی بلاست، گر همه یک ساعت است

شمع شبستان گداخت از تف هجران صبح

زیب جبین ساخته، طرّهٔ شب رنگ را

ریخته آن مه لقا، مشک به دامان صبح

با دل چاک حزین ، صبح چها می کند؟!

شور قیامت بود چاشنی خوان صبح



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify