گنجور

شمارهٔ ۲۶۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث است

فسون دوستیم با تو بی وفا عبث است

دلم به سینه کنون کز تغافلت خون شد

تسلّیم به نگه های آشنا عبث است

به هرزه، داد به دیوان آسمان نبری

که پیش مدّعیان عرض مدّعا عبث است

چنان که گشته تو را شیوه، پاس بوالهوسان

شکایتم به تو بیگانه آشنا، عبث است

بد از رفاقت نیکان نکو نخواهد شد

سموم را سر همراهی صبا عبث است

زبان تیغ به نرمی نمی شود کوتاه

ملایمت به حریفان بی حیا عبث است

تلاش دولت اکسیر رنگ زرد حزین

نگشته تا مس قلب تو کیمیا عبث است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور