گنجور

 
حزین لاهیجی
 

جان و دل غفلت زده باری شده ما را

این خواب گران، سنگ مزاری شده ما را

تا قدر جفای تو ندانی که ندانیم

هر زخم، لب شکرگزاری شده ما را

ما از دل صد پاره چه فیضی که نبردیم!

درگنج قفس، باغ و بهاری شده ما را

آسایش ما در غم آن موی میان است

کز محنت ایام کناری شده ما را

در دهر حزین ، از نی کلکت به نواییم

امروز درین غمکده یاری شده ما را