گنجور

شمارهٔ ۱۸۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت

بهاری مگو، روزگاری به سر رفت

دراز است چون زلف، مدّ حیاتی

که در سایه گلعذاری به سر رفت

سر آمد مرا شمع سان زندگانی

به پا شعله آمد، شراری به سر رفت

کسی رفته معراج افتادگی را

که چون سایه در رهگذاری به سر رفت

اگر عمر هر کس به کاری به سر رفت

مرا عمر در پای یاری به سر رفت

نیاسودم امروز از بیم فردا

که مستی به فکر خماری به سر رفت

سواد جهان چیست در چشم عارف؟

سواری در آمد، غباری به سر رفت

نبودم حزین ، در میان نکهت آسا

مرا فصل گل در کناری به سر رفت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط