گنجور

شمارهٔ ۱۷۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست

صد نکته به یک خندهٔ پنهان تو بسته ست

ما در چه شماریم که گردون سبک سیر

خود را به صف آبله پایان تو بسته ست؟

بشکاف دلم را که لبالب شده از خون

این عقده به یک جنبش مژگان تو بسته ست

جزکیش تو، از ملت دیگرخبرم نیست

ایمان من ای عشق، به ایمان تو بسته ست

حاصل نکند طوطی مست از شکرستان

طرفی که خط از پستهٔ خندان تو بسته ست

جمعیت عالم همه آشفته نسازی

دلها به سر زلف پریشان تو بسته ست

از لوح دلش محو نگردد چو سویدا

نقشی که حزین از خط ریحان تو بسته ست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور